X
تبلیغات
رایتل

مکاشفات یک لیلی گمنام

اینجا خودِ خودم هستم

دوشنبه 24 بهمن‌ماه سال 1390 ساعت 09:04

من آمده ام .... وای وای

به به ... سلام به روی ماه همه ... خوبید؟ من خوبم ... خیلی خیلی بهترم ... اتفاقات تلخ و سخت گذشتند ..هرچند که جای زخم زیادی باقی مونده ولی دیگه درد ندارم .. پاهی فقط جای زخم می سوزه که این هم یادگاریه دیگه .... سوزشش اذیتم نمیکنه 

 

امروز که دارم براتون می نویسم ..دومین روزه که دارم می آم سر کار جدید!!!!! همون جایی که دوست داشتم .... هرچند که مسئولیتش برام زیاده ولی خیلی خوشحالم ...  

 

اینترنت چرا اینجوری شده؟ سرعت که پایینه ..ایمیل هم که نمیشه چک کرد ..این چه وضعشه؟ مگه خبریه؟ 

 

راستتتتتیییی ...رفتم کیش!!!! 3 روز و 2 شب همش ... ولی خیلی خوش گذشت. کیش عالی بود ... هوا محشر بود .. با خواهرم و دوستش رفتم . البته اونها 2 روز قبل من رفته بودند. من دیر اقدام کردم برای تور، هم گرون شد هم کوتاه ولی همین هم غنیمت بود .... خلاصه اینکه جای همه خالی ...  

 

این چند وقت که خونه بودم، به خصوص این یک ماه آخر، برام خیلی خوب بود. یه کم آرامش پیدا کردم. یه کم دعواهام با خودم کم شد. البته هنوز مناقشات ادامه داره ولی موضوع مناقشات مشخص شده اند .... 

 

از این به بعد دوباره بهتون سر میزنم. دوستتون دارم