ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
اتاق نیمه تاریکه
نشسته ام روی تخت
چشمام بسته است
نفس های عمیق می کشم
میرم پایین ... پایین ... پایین تر
گذشته ها رو می بینم
بچگی، نوجوانی، دانشگاه، عشق ها، شکست ها، رویاها، تلاش ها، از دست دادن ها،
با خوشی هاش می خندم
با سختی هاش گریه می کنم
.
.
.
.
در نهایت ...من روی نوک یه تخت سنگ بزرگ بالای کوه
ایستاده ام ...آغوشم باز و لب هام خندونه
آغوشم به اندازه کل دنیا جا داره
به اندازه اونهایی که دلم رو شکستند یا گریه ام انداخته اند
برای همه مهربون های دور و برم
من زنده ام ..بر بام دنیا ... چقدر حالم خوبه!!!!!
http://bahran.blogsky.com/



خوب پس خدا رو شکر حالت خوبه...
بعله بعله ..حالم خوبه ..یعنی دارم سعی می کنم که خوب باشم و خوب بمونم ... سخته ولی ممکنه ...
در ضمن ما چاکر شما هستیم چه حالمون خوب باشه، چه بد ...
خوش به حال بام دنیا که حال خوب تو را تجربه می کند.خوش به حال دنیا که تو چقدر حالت خوبه.
خوش به حالت که حالت خوبه.خیلی خوشحال میشم که کسی حالش خوب باشه اینقدر که بیاد بگه.
آره ..اومدم گفتم چون خودم نمی دونستم اینقدر حالم خوبه ... همون جوری که گاهی نمی فهمیم چقدر حالمون بده ... روزای سخت رو به عشق این سراشیبی ها طی می کنیم
چقدر حالت خوبه...
خوش حالم...
قبلی منم گویا!
بعله بعله ..جوجه خوشگل مامانی من!!!! حالم خوبه ..تو که حال بد من دیدی عزی دل!!!!
خوش به حالت
آغوش من هنوز اینقدر کوچیکه که برای خودم هم جا نداره
یادم باشه این دفعه که دیدمت برات راجع به یه چیزی حرف بزنم ... تو خودت اندازه آغوشت رو مشخص می کنی ولی باور نداری .. چون اگر این رو بپذیری، مسئولیتش هم گردنته ... دلم میخواد ببینمت ...
نوک یه تخته سنگ بالای کوه؟ چه جای خظرناکی آغوشت را باز کردی
عزیز دلم .. کی خوام تمام دنیا رو حتی المقدور در آغوشم داشته باشم ..یه دفعه خودت رو اون بالا تصور کن!!! خیلی حال میده