X
تبلیغات
رایتل

مکاشفات یک لیلی گمنام

اینجا خودِ خودم هستم

شنبه 26 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 12:54

بی حرفم!!!!!


همیشه خیال می کردم اینکه من اینقدر حرف می زنم و حس و حالم رو بیان می کنم

همیشه دلم میخواد زیاد حرف بزنم و نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم

خوب نیست، چون خودمو در معرض قضاوت قرار می دم

چون آدم هایی که مرموز نیستند، جذاب هم نیستند


ولی الان اذعان می کنم

وقتی بی حرف میشی

وقتی کلمه کم می آری

وقتی که لالمونی میگیری

وقتی نمی تونی بگی چته!!!

خیلی دردناک تره ... 


توی دلت یه چاله سیاه درست میشه

که هرچی انرژی داری به درونش می مکه

و دیگه توان برات باقی نمی مونه



این چاله رو با چی پر کنم؟

گریه؟ غر؟ ناله؟

فقط نشستم و نگاه می کنم

گردنم هم نمی تونم صاف نگه دارم

چه برسه به پشتم و زانوهام

اگر مجبور نشم

از جام تکون نمی خورم

می ترسم همینجوری بمیرم

دلم نمی خواد اینجوری بمیرم


------------------------------------------------------------------------------------


ما زن ها رسم خوبی داریم

زمانه که سخت می گیرد

شروع می کنیم به کوتاه کردن

ناخن ها، موها

حرف ها، رابطه ها



نویسنده: ناشناس