X
تبلیغات
رایتل

مکاشفات یک لیلی گمنام

اینجا خودِ خودم هستم

دوشنبه 25 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 13:49

یک عاشقانه آرام

پاییز که می آد

من حس و حال عاشق طوری پیدا می کنم

ظاهرم آرومه، ولی درونم، توی دلم، توی فکرم، یه آشوب خاصی هست

این موقع ها پناه می برم به اشعار عاشقانه ...


بعضی از شعرها، یه خاصیت جادویی دارند

این خاصیت جادویی برای من اینجوریه که

با اینکه کلمات، وزن و ردیف و قافیه و خلاصه هیچ یک از ابعاد اونها هیچ تغییری نمی‌کنند

ولی من هر دفعه که می خونمشون، انگار داره در همون لحظه برای توصیف حس من سروده میشه


یه چند تا از این شعرا رو توی صفحه "قمارباز" پیدا کرده ام

شعرهایی کوتاه ولی بی نهایت دوست داشتنی برای من




دفتر شعرهای من گم شده،

نقاشی ، اگر آن را پیدا کند

می‌تواند

جزء به جزء چهره‌ات را ترسیم کند

بعد ممکن است عاشقت شود

از دوری ِ تو مثل ِ من ، احتمالن شاعر هم می‌شود



انگار که بعد از قهوه سیگار نکشیده باشی،

وقتی تو را دیده

و نبوسیده باشم!



تو،بخاری،چای

همه ملزومات ِ خوشنودی ِ یک بعد از ظهر هستید؛