X
تبلیغات
رایتل

مکاشفات یک لیلی گمنام

اینجا خودِ خودم هستم

شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 16:34

دشت نوردی!!!!!

این روزا که هیچ حرفی از شادی و امید و روشنی بین مردم عادی رد و بدل نمیشه، من از خوشی‌هام می نویسم که حالمون بدتر نشه ...


5 شنبه و جمعه با گروه کوهنوردی رفتم "دشت لار" نزدیک قله دماوند ...البته سمت سد نرفتیم ... توی خود دشت بودیم


هوا عالی بود، ولی 5 شنبه شب توی چادر و کیسه خواب توی بعضی ساعات واقعاً سرد بود. لباس گرم کم برده بودیم ... دمای هوا از انتظار ما پایین تر بود حدود 2- هم رسید فکر کنم ...


منظره دشت، بوی آویشن و کاکوتی و گیاهان دیگه، عبور هر از گاه روباه و کبک، گروه خوب با یکسری همنورهای سال گذشته و دوستان باحال جدید، ... خلاصه خیلی دلچسب بود ... البته 7 ساعت پیاده‌روی، آفتاب سوختگی ناشی از باد و آفتاب، یخ زدگی شب قبل و دستشویی صحرایی هم باید مد نظر داشت  ... ولی من راضیم



کوهنوردی و طبیعت گردی خیلی خوبن ...براشون وقت بزارید ... روحیه آدم رو کلاً عوض می کنن. 


دلم میخواد از این کوه، به اون کوه، از این دره، به اون قله، از این جنگل، به اون دشت ..همین جاها هی برم و بیام ... ولی نمیشه ... خانواده هست، زبان خوندن هست، کارهای اداری و بانکی و .. هست،


شاعر می گه:

دشت هایی چه فراخ

کوههایی چه بلند

در گلستانه چه بوی علفی می آید





یه جا خوندم نوشته بود:


شما همانی هستید که امروز انجام می دهید

نه آنی که تصمیم دارید فردا انجام دهید.


این خییییییییییییلی خوبه!!!! حال کردم باهاش