X
تبلیغات
رایتل

مکاشفات یک لیلی گمنام

اینجا خودِ خودم هستم

جمعه 18 اسفند‌ماه سال 1391 ساعت 19:38

برای تو!!!!!

پرده های پشت پنجره ها، سفید شده اند 

بوی تازگی توی هوا می پیچه 

گل های زرد و ابی کوچک گوشه باغچه ها پیدا شده اند 

بهار می آید 

 

اما  

 

بهار تویی!!! بهار واقعی توئی 

 تو که دلت پر از امید و نور است 

چشم به آینده داری و تلاش می کنی 

 

توئی که امروزت با دیروز تفاوت دارد 

و من نیز 

به شادی تو دلخوشم 

 

برای سماء که خیلی وقته بهش سر نزده ام و بدقولی کرده ام