X
تبلیغات
رایتل

مکاشفات یک لیلی گمنام

اینجا خودِ خودم هستم

پنج‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1391 ساعت 13:33

افراط

دیشب تا 5 بیدار بودم، 3 تا فیلم دیدم، یکیش "دختری با تتوی اژدها" بود ... قصه فیلم ظاهراً یک دستان جنایی است ولی وضعیت اسف بار روانی انسان ها، دیدگاه های افراطی و وحشی گریی که حتی قوانین مترقی کشوری مانند سوئد هم نمی تونه از الیزابت (یکی از اعضای جامعه) در مقابل اون حفاظت کنه ...


واقعیت های فیلم خیلی دردناک بودند ... اما غیر از این به شخصه خیلی با الیزابت هم ذات پنداری داشتم .. احساس می کردم ترس ها، غم ها و تنهاییش برای من خیلی واقعی و ملموسه، از دیدن اینکه در مقابل همه سختی ها، به هوش و قدرت درونیش تکیه می کنه لذت بردم، درواقع احساس قدرت بهم دست میده ولی خب در نهایت، باز هم الیزابت از باز کردن حریمش به روی آدم ها ضربه می بینه،


یه عدم تعادل بین تنهایی دخترک و نزدیک شدنش به آدم ها وجود داره که هر دفعه بهش ضربه میزنه و این ضربه ها این سیکل معیوب رو تقویت می کنه ..این قسمتش ترسناک بود



عدم تعادل و افراط و تفریط همه جوره منجر به فاجعه میشه ..