X
تبلیغات
رایتل

مکاشفات یک لیلی گمنام

اینجا خودِ خودم هستم

جمعه 15 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 00:14

مکاشفه

اتاق نیمه تاریکه 

 

نشسته ام روی تخت  

 

چشمام بسته است 

 

نفس های عمیق می کشم 

 

میرم پایین ... پایین ... پایین تر 

 

گذشته ها رو می بینم 

 

بچگی، نوجوانی، دانشگاه، عشق ها، شکست ها، رویاها، تلاش ها، از دست دادن ها،  

 

با خوشی هاش می خندم 

 

با سختی هاش گریه می کنم  

 .

 .

 .

 .

در نهایت ...من روی نوک یه تخت سنگ بزرگ بالای کوه 

 

ایستاده ام ...آغوشم باز و لب هام خندونه 

 

آغوشم به اندازه کل دنیا جا داره 

 

به اندازه اونهایی که دلم رو شکستند یا گریه ام انداخته اند 

 

برای همه مهربون های دور و برم

  

 

من زنده ام ..بر بام دنیا ... چقدر حالم خوبه!!!!!