X
تبلیغات
رایتل

مکاشفات یک لیلی گمنام

اینجا خودِ خودم هستم

جمعه 20 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 19:49

دلخوشی ها

این منظره روبروی خونه ماست  .. یه باغ مسکونی مال زرتشتی ها به اسم "رستم باغ" ... هیچ کس حق تعرض به این باغ رو نداره، مثل اموال عمومی هست ..برای همین هم تا حالا تبدیل به برج نشده .... البته وسطاش به آتشکده هم هست ... خلاصه ما که خیلی باهاش حال می کنیم  

 

این هم صندلی منه که روبروی پنجره می شینم و بیرون رو نگاه می کنم و چایی می خورم و آهنگ گوش می دم 

 

  

 

 

 وقتی که برف می آد این منظره واقعاً رویایی میشه ...  

 

 


این روزا زیبایی های زندگی خیلی از ماها کم شده، دلم می خواست هم به خودم یادآوری بشه هم شماها ببینید و شاید مثل من حس خوبش رو بگیرید .. به قول سهراب ..دلخوشی ها کم نیست .. چاره دیگه ای هم داریم؟؟ 

 


مامانم زنگ زده: "فردا 21 ام هست ..." می گم: 21 ام چه ماهی؟ چه مناسبتیه؟" میگه:" 21 آبانه .. سالگرد ازدواجتون ... "

 

  

88/8/21