X
تبلیغات
رایتل

مکاشفات یک لیلی گمنام

اینجا خودِ خودم هستم

سه‌شنبه 15 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 22:44

معلمان فوق العاده من!!!!!

کار کردن، فقط بستگی به توانایی های فردی آدم ها نداره، به نظرم یکی از مهم ترین فاکتورهایی که در میزان راندمان و کارایی یک فرد تأثیر داره، نحوه تعاملش با همکاران و مدیرانش هست ... 

 

من در شروع کارم با دو تا مدیر به عنوان مدیر پروژه و مجری طرح کار کردم که هر دوتاشون واقعاً بینظیر هستند. یکیشون رئیس دانشکده دوران لیسانس ،دکتر هاشمی بود که من رو معرفی کردند و  زیر نظر مستقیمش کار می کردم و  دیگری هم دکتر آخوندی، وزیر مسکن دور اول ریاست جمهوری آقای رفسنجانی و رئیس هیأت مدیره شرکتی بود که من اونجا شروع به کار کردم و در واقع رابط شرکت و کارفرمای پروژه بودند و دکتر هاشمی به همراه ایشون در اون پروژه کار می کردند و بعد از 6 ماه که دکتر هاشمی رفت من با دکتر آخوندی به مدت 4 سال کار کردم 

 

 

هر دوتاشون نسبتاً جوان، بسیار باهوش، پر تلاش، فروتن، صبور، بسیار محترم، قدردان، مذاکره کننده های  بسیار قوی و معلمان فوق العاده ای بودند ...  من از هر دوی این افراد بی نهایت چیز یاد گرفتم و بهشون مدیونم، از کار کردن تحت نظارت این افراد به خودم افتخار می کنم و فکر می کنم این خوش شانسی من بود.  کاش می تونستم براتون بگم چقدر این افراد ارزشمند هستند.   

 

 اما نکته ای که برام جالب هست، اینه که این دو نفر، توانایی بالایی درانتقال مفاهیم فکری، نحوه کار کردن و نگاه کردنشون به مسائل در کار به افراد زیر نظر خودشون داشتند و این خاصیتی هست که در ایران بسیار نایابه ....  من به تدریج در 6 ماهی که با دکتر هاشمی و 4 سالی که با دکتر آخوندی کار کردم، خیلی خوب تونستم با آموزش هاشون، اون نقشی رو که باید، ایفا کنم و در عین حال خودم هم ارتقاء پیدا کنم

 

اما خودم در حال حاضر اصلاً چنین توانایی رو ندارم. من هرجا کار کردم، بسیار خوب کار می کنم، ولی نمی تونم نحوه کار کردن و سر و کله زدن با مسائل و شیوه کار کردن رو به افرادی که باید، منتقل کنم و این باعث میشه به تدریج میزان مسئولیت های من افزایش پیدا کنه، بدون اینکه نیروی همکار مناسبی داشته باشم و این یعنی خستگی مفرط برای من 

 

این توانایی در کارهایی که با تیم سر و کار داریم خیلی مهمه، چون هیچ فردی تا ابد نمی تونه در یک جایگاه باقی بمونه و افراد هم نیاز دارند که در حین انجام کار زمینه رشد و افزایش دانش و مهارت داشته باشند تا انگیزه فعالیت داشته باشند  

 

توی ایران اغلب نیروهای متخصص و حرفه ای علی رغم سطح بالای علمی و دانش تخصصی، از نظر مهارت های کار تیمی، تعامل با همکاران و جانشین پروری سطح پایینی دارند هرچند که یک دلیل اون عدم آموزش ما است (جریان صندلی بازی در ایران و ژاپن رو حتماً شنیده اید) ولی باید قبول کنیم، این مهارت ها، مهارت های اکتسابی هستند و با توجه به در دسترس بودن اینترنت و کتاب و مقاله و افزایش سطح دانش بچه ها یه مقدار هم خودمون می تونیم دنبال این چیزا باشیم.   

 


گذشته از این حرفا دلم برای هر دوشون بی نهایت خیلی تنگ شده.  

 

دکتر آخوندی علی رغم هم سوابق صدارت و وزارتش و ارتباطات وسیع و نزدیک با سیاسیون و البته روحانیون (ایشون و همسرشون هردو  آخوند زاده هستند) بسیار فروتن است. به برنامه ریزی معتقد و پایبند و دارای اصول اخلاقی معین در زندگی و کارش هست. بی نهایت اهل مطالعه و یادگیری بود. یک خودشیفتگی به جا و مطلوب رو در رفتارش مشاهده می کنید و از سوی دیگه با همه افراد در هر سطح اجتماعی بسیار محترم و انسانی برخورد می کند. مدیر فوق العاده ای بود

 

 

 دکتر هاشمی، برای من سمبل تلاش و تعصب، کسی که برای رشد دانشگاه تهران و دانشکده فنی اون، هر تلاشی رو می کرد و هر سختیی رو به جون می خرید . کرسی استادی دانشگاه مک گیل کانادا رو داشت ولی تمام زندگیش در ایران و دانشگاه بود. برای پیشکسوتان به خصوص اساتید پیشکسوت چنان احترامی قائل بود که هیچ دانشجویی برای اساتیدش چنین احترامی قائل نمیشه ... همیشه نقشه های بزرگ برای ایران و دانشگاه های ایران در سر داشت. از 7 صبح تا 11 شب به صورت مداوم در پست های مختلف کار می کرد. یه فرد خاصی بود. دقت و ایده آل گراییش بی نهاتی بود و از همه انتظار ارائه ایده آل داشت. هرچند که مشکل تومور مغزی فعالیت هاش رو به شدت محدود کرد ولی حتی بعد از عمل در کانادا و علی رغم هشدار های دکتران، دوباره تنها به ایران و به دانشکده برگشته و داره فعالیت می کنه

 

 

چقدر من خوش شانسم که این دو تا آدم رو شناختم